«سیدحسن نصرالله» از یک رهبر شیعی به قهرمان امت عرب و جهان اسلام تبدیل شد

حسین رویوران، تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفت وگو با ایکنا با اشاره به الگوی  مدیریتی شهید سیدحسن نصرالله در هدایت حزب الله لبنان، گفت: سیدحسن نصرالله به معنای واقعی یک مکتب بود،  مکتبی که نه تنها در ابعاد معنوی و اخلاقی، بلکه در حوزه مدیریت سیاسی و رسانه ای نیز الگو بود و سیدحسن نصرالله در این زمینه نقش فراملی پیدا کرده بود.

حسین رویوران، تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفت وگو با ایکنا با اشاره به الگوی  مدیریتی شهید سیدحسن نصرالله در هدایت حزب الله لبنان، گفت: سیدحسن نصرالله به معنای واقعی یک مکتب بود،  مکتبی که نه تنها در ابعاد معنوی و اخلاقی، بلکه در حوزه مدیریت سیاسی و رسانه ای نیز الگو بود و سیدحسن نصرالله در این زمینه نقش فراملی پیدا کرده بود.

وی افزود: سیدحسن نصرالله در لبنان یک رهبر بخشی و متعلق به جامعه شیعه بود؛ جامعه ای که کمتر از یک سوم جمعیت لبنان را تشکیل می دهد اما او به یکباره تبدیل به قهرمان امت عرب و جهان اسلام شد. این مسئله نشان می دهد که سیدحسن نصرالله با مدیریتی که در پیش گرفت، توانست به یک قهرمان تبدیل شود.

رویوران ادامه داد: در جنگ 33 روزه این مسئله بسیار جالب بود. به عنوان نمونه، در قاهره تظاهراتی شکل گرفت که مرشد اخوان المسلمین در پیشاپیش جمعیت حضور داشت و علمای الازهر نیز در صف مقدم بودند. این اتفاق نشان می دهد که سیدحسن نصرالله واقعاً شخصیتی استثنایی بود؛ هم در گفتمان، هم در برنامه ریزی سیاسی و استراتژیک و هم در نحوه مواجهه با رژیم صهیونیستی.

وی با بیان اینکه بخش وسیعی از محور مقاومت متأثر از مدیریت سیدحسن نصرالله بود، گفت: در جهان عرب نیز سیدحسن نصرالله همچنان یک شخصیت تأثیرگذار است و شهادت او نیز موجب نخواهد شد که این تأثیرگذاری پایان پیدا کند؛ بلکه تأثیرگذاری او در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

جلب اعتماد عمومی؛ نخستین مؤلفه مدیریتی سیدحسن نصرالله

این تحلیلگر مسائل بین الملل در ادامه درباره الگوی مدیریتی سیدحسن نصرالله و درس های آن برای موضوع وحدت و انسجام ملی در ایران اسلامی، بیان کرد: نخستین نکته این است که ایشان به مردم، به ویژه مردم شیعه، به عنوان سرمایه اجتماعی نگاه می کرد و چنان به این مردم نزدیک بود که توانست اعتماد آنها را به دست آورد.

وی افزود: طبق قانون انتخاباتی لبنان، 28 کرسی سهمیه جامعه شیعیان است و معمولاً ائتلاف حزب الله توانسته است 26 یا 27 کرسی را به دست آورد. این مسئله نشان می دهد که سیدحسن نصرالله و جریان تحت مدیریت او توانسته بودند اعتماد مردم را به دست آورند.

رویوران، ارتباط مستمر با مردم را دومین مؤلفه مدیریتی سیدحسن نصرالله دانست و گفت: نکته دوم در مدیریت ایشان، ارتباط مستمر با مردم بود. سیدحسن نصرالله هر هفته سخنرانی داشت و همواره تلاش می کرد کادرسازی کند. اینکه چرا جامعه نسبت به او وفادار بود، به دلیل همین ارتباط مستمر و کاری بود که برای جامعه انجام می داد.

وی تصریح کرد: نکته بسیار مهم دیگر، صداقت سیدحسن نصرالله بود. او در موضوع حمایت از فلسطین صداقت داشت و با مردم روراست بود. زمانی که نیرو به سوریه اعزام کرد، صریحاً توضیح داد که اگر ما این کار را انجام ندهیم، نیروهای تکفیری کشور را در اختیار خواهند گرفت و آنها به هیچ کس وفادار نخواهند بود.

پیش بینی دقیق سیدحسن نصرالله درباره سوریه

این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: امروز شاهد هستیم که رژیم صهیونیستی به سوریه حمله می کند، اما حتی بیانیه محکومیت هم صادر نمی شود. بخش هایی از سوریه اشغال می شود و آنها سکوت می کنند و همچنان می گویند ما آماده گفت وگو هستیم. نه به سمت سازمان ملل می روند، نه حملات را محکوم می کنند و نه اقدام دیگری انجام می دهند.

وی افزود: آخرین گفت وگویی که میان وزیر خارجه سوریه و طرف اسرائیلی اتفاق افتاد نیز نشان داد که رژیم صهیونیستی 10 تا 15 شرط مطرح کرده که همگی ناقض حاکمیت سوریه است. این مسئله نشان می دهد پیش بینی های سیدحسن نصرالله درباره سوریه چقدر دقیق بود. ایشان آنچه امروز اتفاق افتاده را حدود 10 سال پیش می دید و نسبت به آن هشدار می داد.

هر جنگی در نهایت به گفت وگو منتهی می شود

رویوران در بخش دیگری از این گفت وگو، درباره شرایط پس از برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل متحد و سخنرانی مقتدرانه رئیس جمهور کشورمان و همچنین روند مذاکرات ایران و آمریکا اظهار کرد: هر جنگی در نهایت به گفت وگو منتهی می شود و این یک قاعده است. گفت وگو یک امر طبیعی است، زیرا جنگ یک پدیده ناهنجار است و نمی تواند بدون سقف و به صورت مستمر ادامه پیدا کند.

وی ادامه داد: نکته بعدی این است که آنچه در میدان اتفاق می افتد، در گفت وگوها مطرح و درباره آن تصمیم گیری می شود. آمریکایی ها جنگ را آغاز کردند، اما در علوم استراتژیک یک قاعده وجود دارد که می گوید کسی که جنگ را آغاز می کند، اگر پیروز نشود، شکست خورده است.

این تحلیلگر مسائل بین الملل گفت: آمریکا جنگ را با این امید آغاز کرد که نظام را تغییر دهد و اهداف مختلفی را محقق کند، اما این اتفاق نیفتاد و این برای آمریکا یک شکست محسوب می شود. آمریکا اهدافی را تعریف کرده بود، اما این اهداف تحقق پیدا نکرد.

ایران با مقاومت، اهداف آمریکا را محقق نکرد

رویوران با اشاره به تفاوت قدرت میان ایران و آمریکا بیان کرد: با وجود تفاوت قدرت میان ایران و آمریکا، بسیاری تصور می کردند آمریکا به سرعت کار را یکسره خواهد کرد، اما آمریکا قدرت یکسره سازی را از دست داده است. همه اینها نشان می دهد که با توجه به تفاوت قدرت میان ایران و آمریکا، هر روزی که ایران مقاومت کند، در چارچوب جنگ نامتقارن یک پیروزی محسوب می شود.

وی تأکید کرد: بنابراین تصور من این است که آمریکا راهی جز گفت وگو ندارد. اکنون نیز با بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت به حدود 106 تا 108 دلار و بالای 100 دلار رسیده است و این مسئله برای اقتصادهای غربی بسیار سنگین است. یکی از دلایل اینکه اولویت آمریکا باز کردن تنگه هرمز است نیز همین مسئله است.

رویوران افزود: ایران برگه هایی در اختیار دارد؛ یکی از آنها پایداری و مقاومت است، دیگری جلوگیری از تحقق اهداف دشمن و یک برگ مهم دیگر، مردم و ایستادگی آنهاست. علاوه بر این، ایران تنگه هرمز و توان نظامی خود را نیز در اختیار دارد.

مذاکرات به سمت توافق برد ـ برد پیش می رود

وی اظهار کرد: مجموعه این عوامل می تواند گفت وگو را به سمت یک وضعیت برد ـ برد ببرد. آمریکایی ها و ترامپ در ابتدا اعلام می کردند که ایران باید پرچم سفید را بالا ببرد و تسلیم شود؛ یعنی نگاه آنها مبتنی بر برد ـ باخت بود. اما امروز ایران منطق خود را به دشمن تحمیل کرده است؛ منطقی که مبتنی بر برد ـ برد است.

این تحلیلگر مسائل بین الملل ادامه داد: اکنون می بینید که آقای عراقچی شرط های ایران را به طرف آمریکایی ابلاغ می کند؛ این نوع شرط گذاری، رفتار کشوری نیست که در جنگ شکست خورده باشد، بلکه رفتار کشوری است که توانسته در میدان ایستادگی کند و دست بالا را در مذاکرات حفظ کند.

وی گفت: به نظرم این نکته بسیار مهمی است و نتایج گفت وگوها نیز نمی تواند چیزی جز توجه به درخواست هایی باشد که ایران مطرح می کند. این درخواست ها باید عملی شود.

رویوران در پایان بیان کرد: تصور می کنم زمانی که قالب شرایط بر مبنای برد ـ برد باشد، ممکن است طرفین امتیازاتی متقابل به یکدیگر بدهند و این امتیازات در شرایطی مشخص شکل بگیرد، اما این امتیازات متقابل خواهد بود و یک طرفه نیست.

انتهای پیام

نظرات

captcha